تبليغاتX
غزل + رباعی

غزل + رباعی

ادبی

مجتبی شکری

مجتبی شکری شاعر دوبیتی های

 عاشقانه در اواخر اردیبهشت امسال درسن۲۳سالگی به آسمان

 پرواز کرد وما را با غم فقدانش تنها

  گذاشت روحش شاد یادش گرامی باددر

  زیر دوبیتی های  زیبای او را به یادش

  زمزمه می کنیم 

 

شدم بازنده گرچه برده بودم

من از دست رفاقت خورده بودم

برای دیدنم دیر  آمدی  دیر

همان روزی که رفتی مرده بودم 

 

 

به دستان سیاه غم اسیرم-

نگاهت می کنم تا که بگیرم-

جواب این سوالم را که آیا-

به دادم می رسی یاکه بمیرم

 

درون سینه ام یک زخم  کاری

به جا مانده از عشقت یادگاری

تو که عاشق نبودی تا بفهمی

چه دردی دارد این چشم انتظاری

 

درعشق از شهرت تختی گذشتم

ولی از تو به سرسختی گذشتم

به خوشبختی رسیدی و ندیدی

که من از مرز بد بختی گذشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:4  توسط امیرنادربیگی  | 

دلم گرفت

                            

يكباره  از  جهنم    دنيا   دلم   گرفت

از جنگ گبر و مومن و ترسا دلم گرفت

ازسيب  هاي  ساد ه  و ابليس لعنتي

از  اشتباه   آدم   و  حوا   دلم   گرفت

از  وصف  شاعرانه  و از حرفهاي خوب

از شهرهاي آن سوي دريا دلم  گرفت

از دست هاي خالي و از چشم هاي پر

از  بغض  هاي  ممتد  بابا  دلم  گرفت

از آمدن ، و رفتنم از مر گ واز حيات

از سر نوشت مبهم فردا دلم گرفت

هي فكر مي كنم شب پايان غصه هاست

از  حس  اين  تفكر  زيبا  دلم گرفت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 14:8  توسط امیرنادربیگی  | 

اشتباه

گرچه می دانم برایم زندگانی خوب نیست

آرزوی مرگ کردن در جوانی خوب نیست

من ملول از بودنم ای خضر مردن نعمت است

تازه فهمیدم که عمر جاودانی خوب نیست

من تمام لحظه هایم چون ورق خط خورده بود

این ورق خط خورده ها را بایگانی خوب نیست

وقتی از  باد  حوادث   باغ  پرپر  می  شود

تازه می فهمی که گل را باغبانی خوب نیست

اشتباهی محض بود این بودنم ای روزگار

تازه فهمیدم برایم زندگانی خوب نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 14:2  توسط امیرنادربیگی  | 

سه رباعی تقدیم به شما

 

 

 

  

 

 

آمد كه  زد و شكست وانداخت  و رفت

با لشكر قلب خود به من تاخت  و رفت

حالا   كه    تمام     زندگي   را   دادم

در بازي عشق خود به من تاخت و رفت

 

 

 

 

احساس   نكن  بدون   تو   مي ميرم

يا  آن  كه بهانه ي   تو  را   مي گيرم

بهتر كه تو مي روي خودت  مي داني

از عشق  دروغين  تو  من    دلگيرم

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 13:57  توسط امیرنادربیگی  | 

سلام

به زودی شعرامو میزنم تو وبم

فعلا بدرود

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:5  توسط امیرنادربیگی  |